تبلیغات

AlIcE mEmOiRs - 24:) AlIcE mEmOiRs - 24:) Ɖokh!p∂risy=ЯoM!nA
مـنـو نــیگـآ...یهــو نــری بــگـــآ

24:)



سـیـلـآم خـوفـیـد؟

مَـنـم بَـد نیسـتَـم 

خب چی میشه كرد زندگی و (مشكلاطش :/

راستی دیشب با داداشم دعوام شد بسی كتك خوردم :(

حالا بماند براچی (فظولآ )

 از مدرسه بگم من دو سه تا دوست قدیمی دارم تو این کلاس ولی باهاشون صمیمی نیستم

 اینم از این خیلی کارامون زیاد شده درس و مشق نداریم ها ولی کار عملیامون خیلی زیاده

 مثلا واسه هر درس روزنامه دیواری و واسه هر کتاب نمیدونم کلاستر و کلربوک و پوشه و .... هزار تا چیز دیگه منم که وقتی میخوام مثلا

 یه جدول آزمایش کنید ساده توی یه برگه A4 بکشم حتی اگه دو روز واسش زحمت کشیده باشم

 یه وقت یه جاش خراب بشه یا خط بخوره یا کثیف بشه باید برم سراغ یه برگه دیگه دوباره بشینم

 همه رو از اول بکشم و بنویسم دوست دارم کلی هم خوشگل بشه دوست دارم

 واسه کارام زحمت بکشم تا یه چیز خوب از  آب در بیاد برای همین واسه یه چیز ساده باید از صبح تا شب وقت بذارم
راستی

راستی تازگیها هر چی می خرم از فرداش تن مهسا(دخی عموم) حساس نبودم می گفتم بی خیال بذار بخره لابد اون قبل من خریده


یا اصلا از یه جنس که فقط یه دو نه نساختن واسه من هرکسی باهاش  حال کنه می تونه بخره

  

ولی کم کم دیدم نخیر ای دل غافل هرچی بنده دارم  یکی هم ایشون داره!

 

یه چیزی می گم یه چیزی می شنوین ها


مثل انگشترم  ساعتم و مانتوم  و.......

ای الهی ورم کنه  با این کاراش


خوشم می اد این قدر رو داره که که انکارم نمی کنه

 چند رو ز قبل خونه داییشون دعوتی داشتن  دیدم اوهوکی خانوم چه قدر شیکان ژیکان تشریف اوردن  بهش می گم مهسا چقدر


 لباست نازه می گه این که شکل لباس خودته منو می گی 

باخنده گفتم راس می گی !


چی بگم خو !

برای همین هرچی می خرم بهشون نشون نمی دم دیگه چون تا قبل این که بخوام افتطاح کنم اون رو می کنه

 

خـــب دیگه بقیش باشه واسه پست بعدی بای

كــــف كردم بابا



Comments: نـه نـمـیـخـوآم!






" ="" style="height: 50px; width: 200px;">